☀︎ ایکاروس ☀︎


هیچگاه،

تنها با تماشای ماه

گریه ام نگرفته بود.

حقیقت من

نوشته شده در 2026/05/18 ساعت 19:46


من امیرعلی ام، فامیلیم آقاکریمی‌ـه، من متولد ۲۴ خرداد ۸۸ هستم.

من متخلص به ایکاروس هستم. «ایکاروس» پسر مردی به نام «ددالوس» بود که برترین صنعتگر«آتن» به حساب می آمد و سازنده ی هزارتویی وسیع در جزیره ی «کرِت». «ددالوس» که مخترعی بسیار توانمند بود، بال هایی را از موم و پَر به وجود آورد تا خودش و پسرش بتوانند از جزیره ی «کرِت» بگریزند. اما «ایکاروس» اختیار از کف داد و بیش از اندازه به خورشید نزدیک شد، و به همین دلیل، مومِ موجود در بال ها ذوب شد و از بین رفت. «ایکاروس» سقوط کرد و در دریای «آئیگِس» (یا دریای اژه) غرق شد.



ایکاروس برای من نماد عشق است و رنج و مرگ در راه آن، ایکاروس می‌تواند بهترین توصیف برای من باشد. عشق من نمی‌تواند صرفا به «خورشید» باشد... می‌تواند عشق به «ماه» باشد. شاید ماه به قدر کافی سوزان و تابناک نباشد که بتواند بال های مومی مرا بسوزاند، شاید خودم خودم را سوزاندم، شاید حتی ماه رویش به آن سوی هستی باشد و مرا نبیند، شاید ماه مرا نشناسد، همانطور که خورشید هم ایکاروس را نمی‌شناخت. اما به قدر کافی داغ و سوزان بود که اورا از پا درآورد، شاید من در راه ماه بسوزم، خورشید چرا که خورشید من از ماه نور می‌گیرد. تابناک و زیبا و مهربان.



تابستان سال ۱۴۰۴ برای من بهترین ۳ ماه تمام زندگیم بود، برعکس تمامی روز ها و ایام زندگی ام آن مدت با تمام سختی ها و رنج هایش برایم مانند رویایی زیبا درحین خوابی میان هیاهویی عظیم بود، هیاهویی که تمامی ما درگیر آن هستیم، هیاهویی که باعث می‌شود عادی ترین دوران ها و چیز ها برایمان مانند رویایی ها آرزویی دست نیافتنی باشد. هیاهویی که باعث می‌شود از عادی ترین چیز ها خوشحال شویم ولی بزرگ ترین چیز ها مارا شادکام نسازد. در این ۳ ماه تابستان برای بیان احساسات و برداشت هایم، دست به نوشتن داستان بردم، داستانی فانتزی که با الهام از مجموعه «ارباب حلقه ها».



پس از گذشت ایام تابناک و زیبا و پر شور و عشق تابستان دیگر آن را ادامه ندادم و برای تسکین احساساتم شروع به نوشتن اشعار کردم، بسیاری از آن ها را به زبان انگلیسی و فارسی در همان دوران تابستان به طور تفننی نوشتم، اما پس از آنکه متوجه علاقه‌ام به آن شدم آن را ادامه دادم تا که در شب کریسمس 2026 مجموعه شعری «یاددآشت های آبی» را منتشر کردم. «یاددآشت های آبی» تمامی افکار نه،‌ اما بیشتر افکار و درگیری هایم را -در بازه زمانی تابستان تا ۲۵ دسامبر (شب کریسمس و آغاز دی ماه) یعنی حدود ۳ ماه- در بر می‌گیرد.

بسیاری از اشعاری که در این مدت نوشتم هیچ‌گاه منتشر نشده‌است نه حتی در کانال تلگرام و نه در مجموعه، زیرا که برای شخصی خاص نوشتم که می‌خواستم تنها خودش آن ها را بخواند. شاید بیشتر تمرکزم در این مدت تنها ماه بوده است.Amir-ali, 11/3/2025, 9:10 PM